موضوعات برتر

سخن روز

کتابخانه

بایگانی

پربازدیدها

جستجو

پیوندها

کانال تلگرام

نوای وب

چرا بعضى به جماعت نمى روند؟

نماز جماعت اهمیت نماز جماعت

 

با همه پاداشها و آثارى كه براى نماز جماعت وجود دارد، برخى از اين فيض بزرگ محرومند و با تاءسف، شاهديم كه بسيارى، به آن بى اعتنا و كم رغبت اند و حتى در همسايگى مسجد به سر مى برند، ولى در جماعت مسلمين حاضر نمى شوند و مسجدها، گاهى به صورت ناراحت كننده و دردآورى خلوت است.

علّت شركت نكردن افراد در نمازهاى جماعت، گوناگون است. بعضى واقعاً عذر دارند و دليلشان پذيرفتنى است، ولى در بسيارى موارد، بهانه هايى پوچ، بيشتر نيست. مرورى به اينگونه دلايل و بهانه ها مى كنيم:

بعضى، از پاداشهاى نماز جماعت، غافلند.

برخى، از بدرفتارى برخى نمازگزاران در مسجد، به نماز جماعت بى رغبت مى شوند.

بعضى، تنها بد اخلاقى امام جماعت را، بهانه عدم شركت خود قرار مى دهند و آنرا منافى با عدالت او به حساب مى آورند.

بعضى، بخاطر همفكر نبودن امام جماعت، با ديدگاههاى سياسى آنان نسبت به موضوعات و اشخاص و... از شركت در جماعت، دورى مى كنند.

بعضى، بخاطر مشغوليت هاى اقتصادى واجتماعى وگرفتاريهاى روزمرّه، از پاداشهاى عظيم نماز جماعت محروم مى شوند.

بعضى، از برخورد سرد افراد مسجد، دلسرد شده وديگر نمى روند.

بعضى، عيب هاى بستگان و نزديكان امام جماعت را به حساب او مى گذارند و او را قبول ندارند.

بعضى، شركت خود در نماز جماعتى را، مايه تقويت و بزرگ شدن پيشنماز در جامعه مى دانند و از آن پرهيز دارند، بى آنكه دليلى روشن بر بى عدالتى امام جماعت داشته باشند.

بعضى، از روى غرور، حاضر نيستند در نماز جماعت يك امام جوان يا فقير زاده، امّا پاك و متعهد و لايق، شركت كنند.

برخى، تن پرور و تنبل اند و در عبادات، بى حوصله و كسل اند و نماز جماعت را، بجاى آنكه كار بدانند، بارمى دانند و به سختى حاضرند دست از كارهاى ديگر بكشند و به جمع مسلمانان در نماز بپيوندند.

بعضى نيز، از طول كشيدن نماز جماعت، از مسجد مى گريزند.

بعضى نيز، از متولّى يا دست اندركاران مسجد، خوششان نمى آيد، از اين رو به نماز جماعت نمى آيند.

اينها گوشه اى از علل سردى برخى نسبت به حضور در نماز جماعت بود. همانطور كه ديديد، بيشتر اينها، بهانه هايى غير قابل اعتناست. اگر آگاهى و رشد دينى مردم به حدّى برسد كه عوامل ياد شده را كنار بگذارند، و با خلوص و همدلى، در صفوفى منظم كنار هم بنشينند، به پاداش هاى عظيم جماعت، توجّه داشته باشند، بد خلقى پيشنماز را، مغاير با عدالت او ندانند. گناه بستگان او را به حساب او نگذارند. و... به بركات و آثار مثبت فراوان اين گردهمايى دينى بينديشند، خواهيم ديد كه مساجد، رونق بيشترى خواهد يافت و خلوتى نمازهاى جماعت، از ميان خواهد رفت.

البته، صلاحيت هاى علمى واخلاقى پيشنماز، ومحيط گرم و آموزنده بودن مساجد، وبرخورد شايسته واحترام آميز با شركت كنندگان در نماز، به خصوص با جوانان و نوجوانان، مى تواند سهم عمده اى در جذب آنان به مسجد، اين كانون وحدت ومعنويت داشته باشد. سهم مسئولان فرهنگى، تبليغى و تربيتى كشور نيز در اين زمينه، مهّم است.

اگر مربيان محترم و معلّمان و پدران و مادران، خود در جماعت ها شركت كنند و در برابر شاگردان و فرزندان به نماز بايستند، يا به مساجد بروند، الهام بخش ديگران نيز خواهند بود.

اگر مدارس، در كنار مساجد ساخته شود، براى حضور دانش آموزان در نمازهاى جماعت، تسهيلى به حساب مى آيد.

ـــــــــــــــــــ

پرتویی از اسرار نماز/ محسن قرائتی

 

 

 

 

آثار اجتماعی، سیاسی و اخلاقی-تربیتی نماز جماعت

نماز جماعت آثار نماز جماعت فواید و آثار نماز آثار نماز

 آثار اجتماعى

نماز جماعت، مقدمه وحدت صفوف و نزديكى دلها و تقويت كننده روح اخوّت است. نوعى حضور و غياب بى تشريفات، و بهترين راه شناسائى افراد است.

نمازجماعت، بهترين، بيشترين، پاكترين وكم خرج ترين اجتماعات دنياست ونوعى ديد وبازديد مجّانى وآگاهى از مشكلات و نيازهاى يكديگر وزمينه ساز تعاون اجتماعى بين آحاد مسلمين است.

 آثار سياسى

نماز جماعت، نشان دهنده قدرت مسلمين و الفت دلها و انسجام صفوف است.

تفرقه ها را مى زدايد، بيم در دل دشمنان مى افكند، منافقان را مأيوس ‍ مى سازد، خار چشم بدخواهان است.

نماز جماعت، نمايش حضور در صحنه وپيوند امام و امّت مى باشد.

 آثار اخلاقى، تربيتى

در نماز جماعت، افراد در يك صف قرار مى گيرند و امتيازات موهوم صنفى، نژادى، زبانى، مالى و... كنار مى رود و صفا و صميميّت و نوعدوستى در دلها زنده مى شود و مؤ منان، با ديدار يكديگر در صف عبادت، احساس دل گرمى و قدرت و اميد مى كنند.

نماز جماعت، عامل نظم و انضباط و وقت شناسى است.

روحيه فردگرايى و انزوا و گوشه گيرى را از بين مى برد و نوعى مبارزه با غرور و خودخواهى را در بر دارد.

نماز جماعت، وحدت در گفتار، جهت، هدف و امام را مى آموزد و از آنجا كه بايَد پرهيزكارترين و لايق ترين اشخاص، به امامت نماز بايستد، نوعى آموزش و الهام دهنده علم و تقوا و عدالت است.

نماز جماعت، كينه ها و كدورت ها و سوءظنّها را از ميان مى برد و سطح دانش و عبوديّت و خضوع را در جامعه اهل نماز، افزايش مى دهد.

به خاطر اين همه آثار است كه به نماز جماعت، آن همه توصيه شده است. حتى نابينايى وقتى از حضور پيامبر، اجازه خواست كه به مسجد نيايد، آن حضرت فرمود: از خانه تا مسجد، ريسمانى ببندد و به كمك آن، خود را به نماز جماعت برساند.(5) و نيز نابينايانى كه اجازه ترك شركت در نماز خواستند، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اجازه نفرمود.(6)

از طرف ديگر، برخورد شديد نسبت به كسانى كه به نماز جماعت اهميّت نمى دهند، نشان ديگرى بر اهميّت و سازندگى آن است. در حديث است كه به چنان كسان، همسر ندهيد(7) و معرّف آنان نشويد.(8)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

5- وسائل الشيعه، ج 5، ص 377.

6- كنزالعمال، ج 8، ص 255.

7- سفينة البحار، ج 1، جماعت.

8- همان مدرك.

پرتویی از اسرار نماز/ محسن قرائتی

آثار معنوی نماز جماعت

نماز جماعت آثار نماز جماعت فواید و آثار نماز آثار نماز

آثار معنوى

بزرگترين اثر معنوى نماز جماعت، همان پاداش هاى الهى است كه گفته شد. روايت است كه شبى، على عليه السلام تا سحر به عبادت مشغول بود. چون صبح شد، نماز صبح را به تنهائى خواند و استراحت كرد.

رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله كه آن حضرت را در جماعت صبح نديد، به خانه او رفت. حضرت فاطمه عليهاالسلام از شب زنده دارى على عليه السلام و عذر او از نيامدن به مسجد سخن گفت. پيامبر فرمود: پاداشى كه بخاطر شركت نكردن در نماز جماعت صبح، از دست على عليه السلام رفت، بيش از پاداش عبادت تمام شب است.(1) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است:

لانْ اُصَلّىَ الصُبَح فى جَماعةٍ اَحَبُّ اَلىَّ مِنْ اَنْ اُصَلّىَ لَيْلَتى حَتّى اُصْبحَ(2) اگر نماز صبح را به جماعت بخوانم، در نظرم محبوب تر از عبادت و شب زنده دارى تا صبح است.

بخاطر همين فضيلت و پاداش هاست كه اگر تعداد نمازگزاران از ده نفر بيشتر شود، اگر تمام آسمان ها كاغذ، و درياها مركّب و درخت ها قلم شود و فرشتگان بنويسند، پاداش يك ركعت آنرا نمى توانند بنويسند.(3)

و نماز جماعت با تاءخير، بهتر از نماز فراداى در اوّل وقت است.(4)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- سفينة البحار، ج 1، جماعت.

2- كنزالعمال، ج 8، حديث 22792.

3- توضيح المسائل امام 1، مسئله 1400.

4- توضيح المسائل امام 1، مسئله 1402.

پرتویی از اسرار نماز/قرائتی

عدالت امام جماعت

نماز جماعت اهمیت نماز جماعت

عدالت در امام جماعت

از شرايط امام جماعت، عادل بودن است.

عدالت را در كتب فقهى تعريف كرده اند. فقهاى گرانقدر، از جمله حضرت امام خمينى (قدس سرّه ) مى فرمايند:

عدالت، يك حالت درونى است كه انسان را از ارتكاب گناهان كبيره، و تكرار و اصرار نسبت به گناهان صغيره باز دارد.(16)

پاكى، تقوا، دورى از گناه، از نشانه هاى عدالت است. بنا به اهميّت اين صفت، در نظام اسلامى يكى از امتيازات به حساب آمده و در فقه اسلامى و قانون اساسى، داشتن آن براى مسئولان بلند پايه و مشاغل حسّاس، شرط است و كارهاى مهّم كشور و امور مردم، بايد بدست افراد عادل انجام گيرد.

به برخى از اين موارد كه عدالت شرط است، توجه كنيد:

در مسائل عبادى، امام جماعت بايد عادل باشد.

در مسائل سياسى عبادى، مثل نماز جمعه، خطيب و امام جمعه بايد عادل باشد.

در مسائل سياسى و حقوقى، (همچون نمايندگى مجلس و تصويب قوانين ) نظر فقهاى عادلى بنام شوراى نگهبان معتبر است.

در مسائل حقوقى، گرفتن و دادن هر حق به صاحبش، بايد با گواهى افراد عادل باشد.

در مسائل تربيتى، اجراى حدود اسلامى و تاءديب ظالم و خلافكار، وقتى است كه افراد عادل، به خلاف و گناه او شهادت دهند.

در مسائل اقتصادى، بيت المال بايد دست افراد عادل باشد.

در مسائل اجتماعى وفرهنگى، پخش ونشر خبرها، بايد دست افراد عادل باشد و به خبر افراد فاسق، اعتماد نمى توان كرد، مگر پس از تحقيق و تفحّص.

در مسائل نظامى، فرمانده كلّ قوا، با رهبرى است، كه عدالت شرط آن است. پس عدالت از اركان مهم در نظام حكومتى اسلام و واگذارى مسئوليت هاى اجتماعى و تنظيم امور زندگى است.

راه شناخت عدالت

گرچه برخوردارى از عدالت، و داشتن ملكه ترك گناه، از امور درونى افراد است، ولى با علائم و نشانه هايى كه در زندگى و عمل افراد بروز مى كند، مى توان به بود و نبود آن در افراد، پى برد. در روايات، برخى از اين علائم به چشم مى خورد و بعضى ملاك ها بيان شده كه با وجود آنها، مى توان كسى را عادل شمرد.

از امام صادق عليه السلام پرسيدند: عادل كيست؟

فرمود: اِذا غَضَّ طَرْفَهُ مِنَ المَحارمِ وَلِسانهُ عَنِ الْمَاءثِمِ و كَفَّهُ عَنِ الْمَظالِم (17) كسى كه چشمش را از نامحرم، زبانش را از گناه، و دستش را از ظلم، حفظ كند.

پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز در حديثى انسان جوانمرد و عادل را چنين معرّفى مى كند: مَنْ عامَلَ النّاسَ فَلَمْ يَظْلِمْهُمْ وَحَدَّثهُمْ فَلَمْ يَكْذِبْهُم وَ وعَدَهُم فَلَمْ يُخْلِفْهم فَهُوَ مِمَّنْ كَمُلَتْ مُرُوَّتُهُ وَ ظَهَرَتْ عَدالَتُهُ...(18) كسى كه با مردم، در معاملات، ستم نكند و در سخن، دروغ نگويد و در وعده هايش ‍ تخلّف نكند، او از كسانى است كه مروّتش كامل و عدالتش آشكار است.

از امام صادق عليه السلام سؤ ال شد: عدالت انسان را از كجا بشناسيم؟

فرمود: همين كه كسى اهل حيا و عفت باشد و در خوراك و گفتار و شهوت، خود را به گناه نيالايد، و از گناهان بزرگى مثل زنا، ربا، شراب، فرار از جنگ،... (كه مورد تهديد قرآن است ) بپرهيزد، و جز در مواردى كه عذر دارد، از شركت در جماعت مسلمين دورى نكند، چنين انسانى عادل است و تفتيش از عيوب او و غيبت او بر مردم حرام است...(19)

در روايات ديگرى مى خوانيم: به آن كس كه نمازهاى پنجگانه را به جماعت بخواند، خوشبين باشيد و گواهى او را بپذيريد.(20)

شايد آنچه را كه فقهاء، به عنوان حُسن ظاهرى در عدالت بيان مى كنند، همين باشد كه با حضورش در مراسم و جماعت مسلمين و نبودنش ‍ در مراكز فساد و گناه، مايه اعتماد مردم شود و او را از اين طريق، انسانِ عادل و درست كارى بشناسند.

امام باقر عليه السلام در مورد عدالت زنان مى فرمايد:

همين كه اهل حجاب و از خانواده هاى محترم بود و از شوهر خويش ‍ اطاعت مى كرد و از كارهاى ناپسند و جلوه گرى هاى ناروا پرهيز داشت، عادل است.(21)

در بعضى روايات، فاسق را كسانى مى داند كه به خاطر گناهان زشتِ علنى، در جامعه شلاّق خورده، يا ميان مردم مشهور به خلاف و بدكارى يا مورد سوء ظن باشند.(22) البته معناى عدالت در يك نفر، آن نيست كه در طول عمر، مرتكب گناهى نشده باشد، چرا كه اين ويژگى، تنها در انبياء و اولياء معصوم است، ولى همين كه ما در ظاهر، از او گناه بزرگى نديده باشيم، كافى است.

اين نيز ناگفته نماند كه: اگر كسى خود را عادل نمى داند، و حتّى به مردم بگويد كه من عادل نيستم، امّا مردم او را عادل و با تقوا بشناسند، مى تواند امام جماعت شود و مردم نيز مى توانند به او اقتدا كنند و اگر مردم، مايل به اقتدا باشند، نبايد سرپيچى كند.(23) و حتّى اگر پس از نماز جماعت، معلوم شود كه امام جماعت، عادل نبوده، نمازهايى را كه پشت سر او خوانده اند صحيح است و اعاده لازم نيست.(24)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

16- تحرير الوسيله، ج 1، بحث امام جماعت.

17- بحارالانوار، ج 75، ص 248.

18- بحارالانوار، ج 67، ص 1.

19- استبصار، ج 3، ص 12.

20- وسائل الشيعه، ج 18، ص 291.

21- استبصار، ج 3، ص 13.

22- وسائل الشيعه، ج 18، ص 295.

23- جواهر، ج 13 ص 277، تحريرالوسيله، ج 1، شرايط امام جماعت.

24- تحريرالوسيله، شرايط امام جماعت.

پرتویی از اسرار نماز/ محسن قرائتی

  


امام جماعت و انتخاب او

نماز جماعت اهمیت نماز جماعت

امام جماعت

در نماز جماعت، آنكه جلو مى ايستد و مردم به او اقتدا مى كنند، امام نام دارد. بعضى نيز به او پيشوا مى گويند. در نظام اجتماعى سياسى اسلام، آنكه پيشوايى جمعى را به عهده دارد، بايد از يك سرى فضيلت ها و برترى ها برخوردار باشد، تا فضايل او، الهام بخش ديگران نيز باشد. در نماز جماعت نيز، پيش نماز، بايد در علم و عمل و تقوا و عدالت، برتر از ديگران باشد.

در حديث مى خوانيم: فَقَدِّمُوا اَفْضَلَكُمْ(1) وفَقَدِّموا خيارَكُم (2) يعنى به با فضيلت ترين و بهترين خودتان اقتدا كنيد.

احاديث، در اين باره، بسيار است. به چند نمونه اشاره مى كنيم:

امام جماعت، بايد كسى باشد كه مردم به ايمان و تعهّد او اطمينان داشته باشند.(3)