موضوعات برتر

سخن روز

کتابخانه

بایگانی

پربازدیدها

جستجو

پیوندها

کانال تلگرام

نوای وب

نماز مهمترين وسيله تقرب به خدا

نماز و معارف معارف دین در نماز روح و حقیقت نماز نماز در روایات تأثیرات نماز

Image result for ‫نماز‬‎

یکی از امتيازات نماز بر ساير اعمال عبادى و احكام دينى اين است كه نماز بهترين وسيله تقرّب و نزديكى به خداست. هر چند هدف همه احكام و عبادات دينى براى نزديكى بندگان به معبود تشريح و وضع گرديده‌اند ولى ترديدى نيست كه همه آنها بصورت يكسان و يكنواخت انسان را به خدا نزديك نمى‌كند. بلكه هر كدام داراى درجات و مراتب مى‌باشند، بعنوان مثال حج و جهاد و صوم و زكات همه وسيله‌اى براى قرب و نزديكى به خدايند امّا اثرى كه در جهاد هست در حج نيست و يا اثر و نتيجه‌اى كه در حج وجود دارد در زكات نيست. پس تأثير همه اينها مساوى نيستند. آنچه كه از متون دينى بر مى‌آيد اين است كه تأثير نماز به مراتب بالاتر و بيشتر است. در روايتى از امام موسى كاظم(عليه السلام) هفتمين پيشواى شيعيان چنين منقول است كه:

افضل مايتقرّب به العبد الى الله بَعْدَ المعرفة به الصلاة.

«بهترين چيزى كه بنده بعد از شناخت خدا به وسيله آن به درگاه الهى تقرّب پيدا مىكند نماز است»(1).

آنچه كه از اين روايت و روايات مشابه آن فهميده مى‌شود دو نكته مهم است يكى اينكه انسان محتاج و نيازمند به نزديكى و تقرّب است تا كمال خود را بيابد يعنى هر انسانى براى رسيدن به كمال نيازمند تقرّب الهى است.

و نكته مهم ديگر اينكه بدون سبب و وسيله اين تقرّب و تكامل حاصل نمى‌شود. براى سير معراجى و سفر روحانى نياز به بُراق است و بهترين براق تقرّب به سوى خداوند متعال كه تكامل انسانى در پرتو آن نهفته است نماز است. چونكه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده‌اند: الصلاةُ معراج المؤمنِ. «نماز عروج دهنده مؤمن به سوى خداست»(2).

پس نزد تقوا پيشگان بهترين وسيله نزديكى به خداوند و رمز رستگارى نماز است و منشأ همه انحرافات رفتارى و مفاسد اخلاقى دورى از اين راز است و هر كه آگاه از اين راز است در زندگى سرافراز است امّا براى كسى كه از عظمت راز نماز بى‌تماس است براى او راه بسى دور و دراز است.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ تحف العقول، ص391.

2 ـ اعتقادات مجلسى، ص29.

منبع: کتاب نقش نماز در شخصیت جوانان، مصطفی خلیلی، انتشارات زائر، ص 57و58

اقامه نماز از دیدگاهی دقیقتر

نماز و معارف معارف دین در نماز روح و حقیقت نماز

در این متن بیشتر در معنای اقامه نماز تفکر خواهیم کرد: 

در چند آيه قرآن «اقامه نماز» (نمازرا برپاداشتن) يكى از نشانه هاى ديندارى به شمار رفته و در آيات بيشترى، بر روى اقامه نماز تكيه اى خاص شده است.

به نظر مى رسد كه اقامه نماز، چيزى فراتر از«گزاردن نماز»است. يعنى فقط همين نيست كه كسى خود به عمل نماز قيام كند.بل اين نيز هست كه در جهت و سمت نماز، جهت و سمتى كه نماز بدان فرا مى خواند، به راه افتد و ديگران را نيز به راه اندازد. گويا برپاداشتن نماز آن است كه انسان، با كوششى بايسته، جو و فضاى زندگى خود و ديگران را جوى نمازگزارانه يعنى خداجويانه و خداپرستانه بسازد و همه را در خط و جهت نماز به راه افكند.

پس مؤمن يا جامعه مؤمن، با اقامه نماز ريشه تباهى و گناه و فساد را در خود و در محيط خود مى سوزاند و روحيه گناه و انگيزه هاى درونى و برونى، يعنى عوامل نفسانى و اجتماعى آن را خنثى و بى رنگ مى سازد.محققا نماز فرد و جامعه را از كارهاى زشت و ناپسند، باز مى دارد. (1)

در صحنه كشمكش ها و مبارزات زندگى، آنجا كه نيروهاى اهريمنى با جهاز و ساز و برگ تمام برآنند كه انگيزه نيكى و نيكاورى را در هر جا و هر كس معدوم كنند، نخستين دژى كه دچار هجوم و ويرانگرى مى شود، نيروى عزم و قدرت نفس انسانهاست.زيرا با برداشتن اين حفاظ متين، تسخير و تاراج قلعه شخصيت انسان-كه گنجينه اصالتهاى ذاتى و اندوخته هاى ذيقيمت معارف و دانش است-ميسر مى شود.و آنان كه براى زمان و تاريخ پيامى تازه و طرحى بديع دارند بيش از همه مورد اين هجوم قرار مى گيرند و بيش از همه نيازمند حفاظت اين حصار پولادين-حصار عزم و اراده خلل ناپذير-مى باشند.

نماز اسلام كه با تلقين و تكرار ياد خدا، بشر محدود و آسيب پذير را با خداى نامحدود و مسيطر، مرتبط مى سازد و بدو متكى مى كند و با پيوندزدن انسان به مدبر جهان قدرتى نامحدود و بى زوال به او مى بخشد، بايد نيكوترين درمان ضعف انسان و مؤثرترين داروى عزم و اراده به حساب آيد.

رسول گرامى كه در آستانه رستاخيز عظيم اسلام و در برابر جاهليت همه گير، كوههاى گران تكليف و مسئوليت را بر دوش خود حس مى كرد، به ذكر و نماز نيمه شب فرمان داده شد.

يا ايها المزمل، قم الليل الا قليلا، نصفه او انقض منه قليلا او زد عليه و رتل القرآن ترتيلا، انا سنلقى عليك قولا ثقيلا. (2)

اى در پوشش خواب آرميده.شب را به نماز و ياد خدا برخيز-مگر نيمه اى از آن را يا اندكى كمتر يا اندكى افزونتر، و قرآن را شمرده[و از روى دقت]برخوان.چرا كه به زودى سخنى گرانبار بر تو فرود خواهيم آورد.

 --------------------------------

1.ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر.سوره عنكبوت، آيه 45

2.سوره مزمل، آيات 1 تا 5.

 

منبع: از ژرفای نماز

آیت الله خامنه ای

تن و اندیشه و روان در نماز

نماز و معارف معارف دین در نماز روح و حقیقت نماز

اسلام در متن جامعه به كار گيرنده تن و انديشه و روان انسانهاست و از اين هر سه براى خوشبختى آنان كار مى كشد. نماز نيز در عمل يك فرد، عينا چنين است. زيرا در حال نماز، تن و انديشه و روان، هر سه به كار و فعاليت اند.

تن: با حركات دست و پا و زبان، با خم شدن، نشستن، و به خاك افتادن، انديشه:با انديشيدن به مضامين و الفاظ نماز كه عموما اشاره به هدفها و وسيله هاست، و مرور كردن يك دوره طرز تفكر و بينش اسلامى به اجمال، روان: با ياد خدا و پرواز در صفاى معنوى و روحانى و بازداشتن دل از هرزه گردى و بيدر كجايى و پرورانيدن بذر خشوع و خشيت خدا در جان.

گفته اند كه نماز در هر آيينى، خلاصه آن آيين است. نماز اسلام نيز كاملا چنين است. جمع كردن ميان روح و جسم، ماده و معنا، دنيا و آخرت، در لفظ و در محتوا و در حركات، از ويژگيهاى نماز اسلامى است.

چنين است كه مسلمان با گزاردن نمازى كامل همه انرژى خويش را در راه تعالى خود به كار مى گيرد يعنى در آن واحد از امكانات جسمى و فكرى و روحى خويش در اين راه بهره مى كشد.

گزارنده نماز درست به اين دليل كه با تمام قوا پوينده راه خداست، همه انگيزه هاى شر و فساد و انحطاط را در خود و در پيرامون خود بى اثر مى سازد.

منبع: از ژرفاي نماز

آية الله خامنه اي

روح نماز و حقیقت آن

نماز و معارف روح و حقیقت نماز

روح نماز و حقيقت آن

جبران خليل جبران درباره نماز مطلبى گفته است كه روح عبادت را بيان مى كند و تقريبا با منابع اسلامى مطابقت دارد.

زنى پـارسا به پيامبر گفت: درباره نماز سخنى بفرمائيد: فرمود: تو هميشه در هنگام احساس احتياج و فشار زندگى رو به نماز مى گذارى، اما خوشا به وضع روانى و روحيت، اگر به هنگام شادى و شادمانى نماز بگزارى، در آن هنگام كه خيرات به سوى تو روى آورى شده اند.

آيا نماز غير از گسترش ذات انسانى در ابديت، چيز ديگرى است؟

آيا نماز چيزى غير از گسترش ذات انسانى در اثير روح كلى جهان است؟

اگر ديدى كه نمى توانى در حال نماز از گريه خوددارى كنى به رغم اشكهايى كه از ديدگـانت فرو مى ريزند خود را به سوى انبساط تحريك كن. باشد كه با شادمانى و تبسم نماز بگزارى.

تو در هنگام نمازگذاردن، روح خود را براى اجتماع و انس با فرشتگان و ارواح ذات پاك خداوندى بالا مى برى. براى ديدار آن معبد غير محسوس، آماده باش تا هيجانى آسمانى و ملكوتى را در خويشتن احساس ‍ مى كنى... من نمى توانم الفاظ نيايش را به تو تعليم دهم زيرا مادامى كه خداوند، نماز را بر زبان و دلهاى تو نگذارد، و گوش به نمازت نخواهد داد.

من نمى توانم نماز درياها و چـمنزارها و كوههاى سر به فلك كشيده را براى تو قابل درك سازم ولى تو كه زاييده شده همين كوهها و چمنها و درياها هستى مى توانى نقش نماز آنها را در صفحات دلت دريابى. اگر در آرامش شبانگاهى گوش فرادهى خواهى شنيد كه كوهها و چـمنها با آرامش و خضوع مخصوص به خود مشغول راز و نياز مى باشند. آنان چنين راز و نياز مى كنند:

اى پـروردگـار ما! اى خدا ما!اى ذات بال و پر دهنده ما! اراده ما پيرو اراده توست، مطابق رغبت و خواسته تو رغبت مى كنيم و مى خواهيم، تو با توانانيى خويش، شب را كه از آن توست مبدل به روزها مى كنى و كه آنها هم از آن توست، ما نمى توانيم احتياجات خود را براى تو بازگـو كنيم زيرا تو پيش از آن كه احتياجات، در درون ما به وجود آيند از آنها خبردارى، احتياج نهايى ما به ذات توست. هر چه از تو بهره مند شويم، از همه چيز برخوردار خواهيم شد. (1)

در آيين مقدس اسلام براى خوشبختى بشر و سير تكاملى اش برنامه هاى سودمندى هست كه بخش اعظم آنها تحت عنوان عبادت مقرر شده است.

 

حقیقت و صورت نماز

نماز و معارف روح و حقیقت نماز

حقيقت و صورت نماز

نماز، به حسب ظاهر و صورت ملكى، مركب از حركت ها، سكون ها، وضعيت ها، قرائت ها، ذكرها و دعاهاست اما به حسب حقيقت و صورت ملكوتى، داراى وحدت و بساط است كه هر اندازه به افق كمال نزديك تر شود، وحدتش تمام تر مى شود تا به عنايت منتهى شود كه حصول قيامت كبراى آن است، و وحدت صورتهاى ملكى و ظاهرى، تابع وحدت صورتهاى ملكوتى غيبى است.

وحدت تامه صورتهاى ملكى و ظاهرى به فانى گشتن آنها در باطن ملكوت است كه از آن تعبير به قيامت صغير بدست مى كنند.

براى هر يك از وضعيت ها، حركت ها، و ذكرهاى نماز، نماز، اسرارى است كه روح و حقيقت نماز را از آنها مى توان به دست آورد.

سر اجمالى نماز عارفان، حصول معراج حقيقى و قرب معنوى و رسيدن به مقام فناى ذاتى است و كه در ذكرها به (اياك نعبد) كه مخاطبه حضورى است، و در وضعيت ها به سجده دوم كه فناى از فناست حاصل مى شود.

چنان كه بازگشتن از معراج و مقام قرب و فناى در ذكرها به (اهدنا الصراط المستقيم) است كه صحو پـس ‍ از محو و بازگشتن به خود است و درخواست هداييت براى خود، و در وضيت ها به سر برداشتن از سجده دوم اوست با پايان ركعت كه حقيقت نماز است سفر تمام مى شود و برداشتن سر از سجده تا سلام، علامت ملاقات حاضران و برگشتن از سفر و بازگشت به كثرت است ولى با سلامت از حجابهاى كثرت و بقاى به حق. (1)

بر اساس حديثى كه از امام رضا (عليه السلام) رسيده است، نماز، در اصل، يك رعت است و بقيه ركعت ها از فرائض و نوافل براى اتمام همان يك ركعت است.

اين حديث شريف را در صفحه سى و هشتم از جلد دوم وسائل الشيعه و در فصل دوم از دفتر دوم همين كتاب اسرار نماز، راز شماره ركعتهاى نمازهاى روزانه ملاحظه فرماييد.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1. با الهام از سرالصلوة يا صلوة العارفين و معراج السالكين امام خمينى

 

نمازشناسی/ج1/حسن راشدی