موضوعات برتر

سخن روز

کتابخانه

بایگانی

پربازدیدها

جستجو

پیوندها

کانال تلگرام

نوای وب

شهيد قدّوسى (ره ) و نماز

داستان های نماز شهدا و نماز

 

دوستان و آشنايان شهيد قدوسى (ره )، آن عالمِ مجاهد قدر ناشناخته؛ درباره وى چنين نوشته اند:

(... او حتّى به مستحبّات ومكروهات، بسيار اهميّت مى داد. نماز شب را براى روحانى لازم مى دانست. يك شب در مسجد گوهر شاد با نگرانى خاصّى مى فرمود: برايم بسيار ناگوار و غير منتظره بود كه شنيدم؛ يكى از اساتيد مدرسه [حقّانى ] مقيّد به نماز شب نيست. با ايشان صحبت كردم، معلوم شد سبكى معده را در شب رعايت نمى كند.( يادنامه شهيد آيت اللّه قدوسى: 76، 77)

(... تَهَجّد و نماز شب، و دعاهاى متنوّع و مأ ثور، جايگاه خاصّى نزد او داشت. كمتر مجلسى بود كه قدوسى در آن سخن گويد: ولى نماز شب و اهميّت آن مطرح نشود. او معتقد بود طلبه اى كه نتواند خواب و بستر گرم را رها كرده، براى نماز شب از آن بگذرد، در آينده از خيلى چيزها نخواهد گذشت... او ريا را آفت اخلاص مى دانست و در عين حال می‌گفت: گاهى شيطان با همين حربه ريا، نفس را بر شما حاكم مى سازد. و به اسم اين كه (شايد ريا شود) مانع نماز شب شما مى شود و جلو مناجات و دعاى شما را مى گيرد...

عصر روز عرفه، با اين كه براى درس اهميّت فوق العاده اى قائل بود، كلاسها را تعطيل می‌کرد تا طلاّب، دعاى (عرفه ) بخوانند. براى محصّلين پيك نيك مسجد (جمكران ) تشكيل مى داد تا در آن مسجد دعا و نماز برگزار شود. محبوبترين و والاترين محصّل مدرسه، مطرح می‌کردند، اگر به جاى نماز شب و دعا به مطالعه پرداخته شود، بهتر خواهد بود؛ می‌گفت: ولى حضرت آية اللّه العظمى خمينى مى فرمودند: نماز شب وقت چندانى نمى گيرد و بدين وسيله ضرورت تعبّد را در كنار تعلّم، گوشزد می‌کرد. او می‌گفت: طلبه اى كه هنگام نماز شب بيدار باشد و نماز شب نخواند از اشرار خواهد بود.)(يادنامه شهيد آيت اللّه قدوسى: 129 - 130. شايان ذكر است كه مرحوم قدّوسى چندين سال مديريّت مدرسه (حقّانى ) را به عهده داشتند و به بهترين وجه آن را اداره كردند و طلاّب فاضل و متعهّدى تربيت كرده و پرورش دادند)

(... اين مرد بزرگ و مربّى نمونه، نماز شبش ترك نمی‌شد و هر وقت شب بيدار می‌شد تجديد وضو می‌کرد و بعد مى خوابيد، چون خود را در محضر خداوند می‌دید.)( همان: 66)

خوشا به حال اين ستارگان پر نور شبهاى ظلمانى و مصاديق اين دو آيه شريفه:

(كانُوا قَليلاً مِنَ الْلّيْلِ ما يَهْجَعُونَ، وَ بِالاَْسْحارِهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ).( سوره ذاريات: 17 - 18)

- شبها اندكى مى خفتند و سحرگاهان آمرزش مى خواستند.

امام على عليه السلام، درباره اين گونه انسانها مى فرمايد:

- (خوشبخت و سعادتمند آن كه: فرائض پروردگار خويش را انجام دهد. رنجها را - مانند سنگ آسيا - خورد كند. شب هنگام از خواب دورى گزيند. آنگاه كه سپاه خواب حمله مى آورد، زمين را فرش و دست خود را بالش ‍ قرار مى دهد، در زمره گروهى كه بيم روز بازگشت، خواب از چشمشان ربوده و پهلوهاشان از خوابگاهشان جا خالى كرده است و لبهايشان به ذكر پروردگارشان در زمزمه است. ابرهاى گناهان بر اثر استغفار مداومشان بر طرف شده است. آنانند حزب خدا، همانا تنها آنان رستگارانند.( سيرى در نهج البلاغه: 246)

زنگى براى نماز به صدا در مى آيد

داستان های نماز شهدا و نماز داستان آموزنده

 

 

پدرم، شهيد مطهرى، هميشه مقيد به نماز شب بود. شبى كه پدرم به شهادت رسيد، وقتى به خانه برگشتم، ساعت نزديك 2 نيمه شب بود كه صداى زنگ ساعتش به صدا در آمد. همه از خواب برخاستيم. انتظار داشتيم باز صداى ناله هاى محزون پدر را بشنويم، ولى خبرى نشد. بلند شديم و با ياد او ايستاديم به نماز، با چشمهايى گريان و قلبى پر از درد.

ساعت پدرم هنوز شبها زنگش به صدا در مى آيد، بى حضور پدر، اما با ياد پدر.

 

(پيشانى و خاك به نقل از على مطهرى)

اهمیت نماز

داستان های نماز شهدا و نماز نماز و دفاع مقدس داستان شهدا

 

سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند، صدای اذان بلند شد. حسین برخاست، وضو گرفت و به نماز ایستاد، دوستم کنارم ایستاد و گفت: این مرد برای تو شوهر نمی شود.

متعجب و نگران پرسیدم: چرا؟ گفت: کسی که این قدر به نماز و مسائل عبادی اش مقید باشد، جایش توی این دنیا نیست.

«شهید حسین دولتی»

اولين نماز وحدت در خط مقدم

داستان های نماز شهدا و نماز نماز و دفاع مقدس داستان شهدا

 

نمازهاى جماعت خيلى در روحيه بچه ها تاثير داشت. به اين نتيجه رسيديم كنار نمازهاى جماعت روزانه كه همه جاى جبهه برگزار می‌شد، نمازهاى جماعت ديگرى هم برگزار كنيم. يعنى نماز وحدت.

اولين نماز وحدت بعد از آزاد سازى پادگان حميد خوانده شد به امامت حجت الاسلام موسوى جزايرى. اطراف پادگان پر بود از نيروهاى رزمنده؛ هم ارتشى هم سپاهى و هم بسيجى. بعد از نماز، سكوت دشت با فرياد وحدت و همبستگى رزمندگان شكسته شد. دعاى وحدت را با شوق واميد به پيروزى خوانديم و پيروز هم شديم.

 

دومين نماز جماعت با همان روحيه وحدت آفرين در دشت عباس برگزار شد؛ سه راهى ابو غريب. در اين نماز، بيش از ده هزار رزمنده شركت داشتند؛ به امامت حجت الاسلام انصارى، از بيت حضرت امام ره.، اولين ايستگاه صلواتى در محوطه برگزارى نماز جماعت دشت عباس ‍ تاسيس شد، كه تا پايان جنگ هم برقرار بود و از رزمندگان پذيرايى می‌کرد

. (پيشانى و خاك / به نقل از محمد باقر نيكخواه)

آخرين قنوت عاشق

داستان های نماز شهدا و نماز نماز و دفاع مقدس داستان شهدا

 

صداى اذان از بلندگوى نمازخانه بلند بود. وضو گرفتم و رفتم براى نماز جماعت رزمندگان در صفهاى فشرده نشسته بودند. نماز هنوز شروع نشده بود. برادر سليمى، تيربارچى گروه، رو به من كرد و گفت:

موقع قنوت نماز يك عكس يادگارى از من بگير. حس مى كنم كه آخرين نمازم باشد.

تنها سليمى نبود كه درجبهه به اين حس ششم دست مى يافت، همه بچه ها قبل از شهادت، اين حس را پيدا می‌کردند.

با اصرار سليمى، يك عكس در حال قنوت از او گرفتم. تا اينكه دشمن پاتك زد. من هم تيربارچى بودم سليمى مثل شير مى جنگيد و با تيربار امان دشمن را بريده بود. مدام من و بقيه را تشويق می‌کرد.

 

با صداى ناله سليمى، برگشتم طرفش. تيربار هنوز روى دستش بود. گلوله خورده بود در چشم چپش و از كنار گوشش در آمده بود. دستپاچه شده بودم. هر كارى كردم، خونش بند نيامد. تا برسانيمش به عقب، به شهادت رسيد.

(شبيخون)