close
تبلیغات در اینترنت
حکایات

موضوعات برتر

سخن روز

کتابخانه

بایگانی

پربازدیدها

جستجو

پیوندها

کانال تلگرام

نوای وب

حمایت

زنگى براى نماز به صدا در مى آيد

داستان های نماز شهدا و نماز داستان آموزنده

 

 

پدرم، شهيد مطهرى، هميشه مقيد به نماز شب بود. شبى كه پدرم به شهادت رسيد، وقتى به خانه برگشتم، ساعت نزديك 2 نيمه شب بود كه صداى زنگ ساعتش به صدا در آمد. همه از خواب برخاستيم. انتظار داشتيم باز صداى ناله هاى محزون پدر را بشنويم، ولى خبرى نشد. بلند شديم و با ياد او ايستاديم به نماز، با چشمهايى گريان و قلبى پر از درد.

ساعت پدرم هنوز شبها زنگش به صدا در مى آيد، بى حضور پدر، اما با ياد پدر.

 

(پيشانى و خاك به نقل از على مطهرى)